دوباره از فردا بریم برای 100 قدم اخر...
یادمه ی بار گفتم ک از امروز میخوام ب فکر فردام باشمو براش تلاش کنم...ی جورایی این حرف بیشتر دیدگاه مادی داره
اما از ی بعد دیگه هم میشه گفتش خب همه از بچگی دارن برای فرداشون تلاش میکنن و ب فکر ایندشونن...
نمیدونم چ ربطی داشت
یا اصلا چرا این همه حرف این موقغع صب زدم فقط دلم میخواست حرف بزنم...
خب شبتون بخیر من بخوابم ک سه ساعت دیگه باید بلند شم...
خوب بخوابین.
برچسب: سلام,
نویسنده: یونا حبیبی